|
|
| پنجشنبه 28 آذر1387 |
|
سلام دوباره به گرمی ی ب و س به گرمی د س ت ه ا ی گرم گذشته ها من دو باره امدم تا شاید یه ذره
از دلتنگی هام و اینجا بریزم و برم . عشق داستان غم انگیزی است كه با بیان ان چشم ها از اشك دریا می شود.دل ها از درد شكسته می شود و چهره ها از غم چروكیده..........
اسان جان می سپارند . بهت نمی گم دوست دارم، ولی قسم می خورم دوست دارم. بهت نمی گم که هرچی بخوای بهت می دم ، چون همه چیزیم تویی. نمی خوام خوابتو ببینم ،چون تو خیلی خوش تر از خوابی. اگه یه روزی چشمات پر از اشک شد دنبال یه شونه گشتی که گریه کنی، صدام کن. بهت قول نمی دم که ساکتت کنم منم پا به پات گریه می کنم. اگه دنبال مجسمه سکوت می گشتی تا سرش داد بزنی، صدام کن قول می دم ساکت بمونم. اگه دنبال خرابه می گشتی نفرتتو توش خالی کنی، صدام کن. قلبم تنها خرابه وجود توست. |
|
+
ساعتي که به يادت بودم 18:29 دل نــوشت نـــازنیــن |
|
| سه شنبه 8 مرداد1387 |
|
وقتی من می مانم و تنهایی حتی آسمان هم بهانه ای می شود برای گریستن و فرصتی که تمام وجود را در عرصه ی «دل» پنهان کنی... آنجا که نوای آرام بخش خلوتم، رها می شود از هر چه وابستگی ... از هر چه خستگی است... خدایا خسته ام از دنیا خودم خسته ام ، خدایا من طاقت دوری را ندارم ، فاصله ام با افسانه هایم روز به روز بیشتر میشود با چشمان اشک آلود بار دیگر مجبور به خداحافظی هستم خداحافظی که باردگر من را در تنهایی خود خفه می کند ، خدایا من برای هر انسان بهترین آرزوها را دارم چرا افسانه افسانه هایم را به از من میگیرد . سکوت تنهایی سنگین است سکوت تاریکی سکوت همهمه های تهی سرگردان سکوت فاصله هایی که فکر می کردم حضور گرم او آن را تمام خواهد کرد نگاه مضطرب به آن کبوتر سبک بال و جذام ترس حصار را بشکن ستاره ای آنجاست ستاره ای تاریک من از ستاره ی تاریک مرده می آیم بگو چه گونه گذشتی
وقتی هیچ نگاهی زخم دلم رو نمی دید
نیست نیست ولی تو که دردمو رو می دونی |
|
+
ساعتي که به يادت بودم 18:58 دل نــوشت نـــازنیــن |
|
| دوشنبه 14 آبان1386 |
|
زندگیم و از تو دارم جز تو دل به کس ندادم بی تو من خانه خرابم با تو من فصل بهارم هستی تو ،دار و ندارم با تو آسوده خیالم آگهی از دل زارم بی تو معنی سرابم جوونی وعشق به تو دادم جز تو هیچ یاری ندارم وقتی هستی در کنارم بی نیاز بی نیازم حسی نسبت به تو دارم که به هیچ کسی ندارم با تو من مست وصالم نزد تو آرام و رام ام بی تو من چه بی قرارم انگاری عمری ندارم گر کنار تو بمانم در امان ز هر بلایم بی تو من رو به زوالم بی تو احساسی ندارم تویی عشق بی کرانم بی تو جام شوکرانم بی تو من پر از گناهم تاب دوریت رو ندارم تو رفیق بی ریایم با تو خوشبختی و دارم بودنم رو از تو دارم بی تو من نایی ندارم تو رو تنها نمی ذارم بوسه بر لبت می کارم پس تو هم تنها نذارم که فقط تویی پناهم تو تموم شور و حالم زندگیمو از تو دارم
عطر تو برده از سرم٬عقل و هوش کنار تو غصه می شه٬فراموش قربون ابرو و چشای ماهت فدای دست بی گناه و پاکت رو موج دریای تو٬قایقت می شم انگاری دستامون با هم رفیقن وقتشه٬با هم از قفس پریدن اخم تو هوش از سر من می بره کی نازتو٬اندازه من٬می خره؟ تبسمت٬ هست واسه من٬ نوازش دل می کنه٬ اومدنت رو خواهش انگاری ماه کنار تو حقیره
|
|
+
ساعتي که به يادت بودم 18:52 دل نــوشت نـــازنیــن |
|
| پنجشنبه 21 تیر1386 |
|
دوستت دارم بيشتر از معنای واقعی كلمه دوست داشتن!
دوستت دارم چون تو رو ميخواهم و تو نيز مراميخواهی!
دريا كه آرام به كنار ساحل می آيند و آرام نيز به دريا می روند ، همچو غنچه ای كه آرام آرام
باز می شود و گل می شود ، همچو اواخر زمستان كه شكوفه های بهاری باز می شوند !
آبشاری می شود كه از دل كوه سرازير می شود!
چون چشمانت اين حقيقت قلبم را باور دارد !
دوستت دارم چون كه ياری ام ميكنی تا از اين سيلاب زندگی به راحتی عبور كنم و خودم را در
دشت آرزوهايم همراه با تو ببينم!
شعر و ترانه ها را برايت می سرايم!
نگاه به چهره پريشان من نكن ، اين چهره عاشق چهره تو می باشد!
دوستت دارم چون كه تو اولين و آخرين معشوق من می باشی!
اشك از چشمانت سرازير می شود!
|
|
+
ساعتي که به يادت بودم 12:43 دل نــوشت نـــازنیــن |
|
| چهارشنبه 5 اردیبهشت1386 |
|
این نیز بگذرد....مثل همه ی اتفاقات خوب و بد زندگی...مثل همه دوست داشتنها که در ته صندوق خاک
خورده زمان مخفی شد و گردی از فراموشی پوشاندش....این نیز بگذرد....مثل همه اشکهایی که در انزوا
ریخته شد و هیچ کس نفهمیدشان....این نیز بگذرد مثل همه بغض هایی که بی پروا گره کور خوردند و
هیچ دست مهربانی هرگز بازشان نکرد....این نیز بگذرد مثل گذر تلخ ثانیه ثانیه های تنهایی و بیقراری و
دلتنگی برای اویی که میدانی باید تنهایش بگذاری ....این نیز بگذرد مثل زندگی
|
|
+
ساعتي که به يادت بودم 13:13 دل نــوشت نـــازنیــن |
|
|
دل نــوشــت نـامه هـاي دل |
| لوگوي وبلاگ دل نـــوشت |
گر بگویی غم دل ......با من سوخته دل .........پاسخت میگویم......... جای غم نیست در آن .....
تا بشوید غم و اندوه کسی .....دست بر دل ترن این .......چنگ نباشد ........ دم به نی ده که برآرد نفسی.......می شوید غم عشق و هوسی .........تکیه بر باد ترن........ دست به دیوار ترن ....... توی آسمون آبی ......دل به پرواز بسپار ....... |
|
لوگوي دلتنگـاني از جنس خودم
RSS |