تبليغاتX
مهــربــانم بــا مــن بگو !!! آنقــدر که مــن دلتنگ آمــدنت هستم ... تــو نیــز دلتنگ دیــدنم هستی دل نــوشـت

Image and video hosting by TinyPic

پنجشنبه 28 آذر1387
سلام دوباره به گرمی ی ب و س به گرمی د س ت ه ا ی گرم گذشته ها من دو باره امدم تا شاید یه ذره

از دلتنگی هام و اینجا بریزم و برم .

عشق داستان غم انگیزی است كه با بیان ان چشم ها از اشك دریا می شود.دل ها از درد شكسته

می شود و چهره ها از غم چروكیده..........


روزهای روشن و غروب های دلتنگ من می انجامد و عاشقان بی گناه در پنجره ی اه عشق چه

اسان جان می سپارند .

بهت نمی گم دوست دارم، ولی قسم می خورم دوست دارم. بهت نمی گم که هرچی بخوای بهت

می دم ، چون همه چیزیم تویی. نمی خوام خوابتو ببینم ،چون تو خیلی خوش تر از خوابی. اگه

یه روزی چشمات پر از اشک شد دنبال یه شونه گشتی که گریه کنی، صدام کن. بهت قول نمی

دم که ساکتت کنم منم پا به پات گریه می کنم. اگه دنبال مجسمه سکوت می گشتی تا سرش داد

بزنی، صدام کن قول می دم ساکت بمونم. اگه دنبال خرابه می گشتی نفرتتو توش خالی کنی،

صدام کن. قلبم تنها خرابه وجود توست.

+  ساعتي که به يادت بودم 18:29  دل نــوشت نـــازنیــن | 
سه شنبه 8 مرداد1387

وقتی من می مانم و تنهایی حتی آسمان هم بهانه ای می شود

 برای گریستن و فرصتی که تمام

وجود را در عرصه ی «دل» پنهان کنی... آنجا که نوای آرام بخش

 خلوتم، رها می شود از هر چه وابستگی ... از هر چه خستگی است... 

خدایا خسته ام از دنیا

خودم خسته ام ، خدایا من طاقت دوری را ندارم ،

 فاصله ام با افسانه هایم روز به روز بیشتر

میشود با چشمان اشک آلود بار دیگر مجبور

 به خداحافظی هستم

 خداحافظی که باردگر من را در

 تنهایی خود خفه می کند ، خدایا من برای

 هر انسان بهترین آرزوها را دارم

 چرا افسانه افسانه هایم را به از من میگیرد .

سکوت تنهایی سنگین است

سکوت تاریکی

سکوت همهمه های تهی سرگردان

سکوت فاصله هایی که فکر می کردم

 حضور گرم او آن را تمام خواهد کرد

نگاه مضطرب به آن کبوتر سبک بال و جذام ترس  

حصار را بشکن

ستاره ای آنجاست

 ستاره ای تاریک

من از ستاره ی تاریک مرده می آیم

 بگو چه گونه گذشتی

 

وقتی هیچ نگاهی زخم دلم رو نمی دید


تنها نگاه تو بود که غربتم رو فهمید


وقتی تو گیرو داره حادثه کم آوردم


وقتی که با هر نفس روی دست شرم می مردم


قلب تو منجی زخم دلم شد


پنج شنبه  شب گریه هام تو دست تو بی سحر شد


از نفس افتادم و با تو نفس گرفتم


با تو غرورم رو از جاده ها پس گرفتم


وقتی آسمون هم غرورم رو نمی دید


وقتی هر پنجره به هق هق می خندید


وقتی که از سایه ها زخم های کهنه خوردم


تو بازی سر نوشت باختنم رو می بردم


با قلب شب کشیدت داغ


حتی به خاطر من از خودتم بریدی


یادم نمی رم خودت مرهم زخمم شدی


یادم نرفته چقدر به پای من کم شدی

نیست

نیست ولی تو که دردمو رو می دونی

+  ساعتي که به يادت بودم 18:58  دل نــوشت نـــازنیــن | 
دوشنبه 14 آبان1386


زندگیم و از تو دارم

جز تو دل به کس ندادم

بی تو من خانه خرابم

با تو من فصل بهارم

هستی تو ،دار و ندارم

با تو آسوده خیالم

آگهی از دل زارم

بی تو معنی سرابم

جوونی  وعشق به تو دادم

جز تو هیچ یاری ندارم

وقتی هستی در کنارم

بی نیاز بی نیازم

حسی نسبت به تو دارم

که به هیچ کسی ندارم

با تو من مست وصالم

نزد تو آرام و رام ام

بی تو من چه بی قرارم

انگاری عمری ندارم

گر کنار تو بمانم

در امان ز هر بلایم

بی تو من رو به زوالم

بی تو احساسی ندارم

تویی عشق بی کرانم

بی تو جام شوکرانم

بی تو من پر از گناهم

تاب دوریت رو ندارم

تو رفیق بی ریایم

با تو خوشبختی و دارم

بودنم رو از تو دارم

بی تو من نایی ندارم

تو رو تنها نمی ذارم

بوسه بر لبت می کارم

پس تو هم تنها نذارم

که فقط تویی پناهم

تو تموم شور و حالم

زندگیمو از تو دارم

عطر تو برده از سرم٬عقل و هوش

کنار تو غصه می شه٬فراموش

قربون ابرو و چشای ماهت

فدای دست بی گناه و پاکت

رو موج دریای تو٬قایقت می شم

انگاری دستامون با هم رفیقن

وقتشه٬با هم از قفس پریدن

اخم تو هوش از سر من می بره

کی نازتو٬اندازه من٬می خره؟

تبسمت٬ هست واسه من٬ نوازش

دل می کنه٬ اومدنت رو خواهش

انگاری ماه کنار تو حقیره

تقدیم به تو عزیزترینم

+  ساعتي که به يادت بودم 18:52  دل نــوشت نـــازنیــن | 
پنجشنبه 21 تیر1386
دوستت دارم بيشتر از معنای واقعی كلمه دوست داشتن!


دوستت دارم چون تو ارزش دوست داشتن را داری!


دوستت دارم چون تو نيز مرا دوست می داری!


دوستت دارم همچو طلوع خورشيد در سحر گاه عشق!


دوستت دارم همچو تكه ابرهای سفيدی كه در اوج آسمان آبی در حال عبورند!

 

دوستت دارم چون تو رو ميخواهم و تو نيز مراميخواهی!


دوستت دارم از تمام وجودم ، با احساس پر از محبت و عشق!


دوستت دارم بيشتر از آنچه تصور می كنی!


دوستت دارم ، همچو رهايی پرنده از قفس و پرواز پر غرور او در اوج آسمان ها، همچو امواج

 

 دريا كه آرام به كنار ساحل می آيند و آرام نيز به دريا می روند ، همچو غنچه ای كه آرام آرام

 

باز می شود و گل می شود ، همچو اواخر زمستان كه شكوفه های بهاری باز می شوند !


دوستت دارم همچو چشمه ای در دل كوه كه آرام جاری می شود بر روی زمين و تبديل به

 

آبشاری می شود كه از دل كوه سرازير می شود!


دوستت دارم همچو مهتابی كه شبهای تيره و تار را با حضورش پر از روشنايی ميكند!


دوستت دارم همچو باران ! بارانی كه تن تشنه دنيا را جان ميدهد و می شويد !دوستت دارم

 

چون چشمانت اين حقيقت قلبم را باور دارد !


دوستت دارم ، چون تو آخرين اميد زندگی منی، و لياقت اين دوست داشتن را داری!


دوستت دارم تا حدی كه قلبم و احساسم ظرفيت اين ابراز دوست داشتن را نسبت به تو داشته باشند!


دوستت دارم ، چون با باوری عميق در قلب من نشستی و مرا هدف و اميد زندگی خود قرار دادی!


دوستت دارم چون از زندگی ودنيا گذشته ای تا با من بمانی !


دوستت دارم چون نگذاشتی حتی يك قطره اشك از چشمانم سرازير شود!

 

دوستت دارم چون كه ياری ام ميكنی تا از اين سيلاب زندگی به راحتی عبور كنم و خودم را در

 

دشت آرزوهايم همراه با تو ببينم!


دوستت دارم فراتر از باور يك رويا و فراتر از باور يك حقيقت!


دوستت دارم ، چون با اطمينان و اعتماد كليد قلب سرخ و پر از عشقت را به من دادی!


دوستت دارم چون كه با احساس پر از صداقت قلم سردم را بر روی كاغذ زندگی ميكشم و اين

 

شعر و ترانه ها را برايت می سرايم!


مجنونم از مجنون عاقل تر ، و ديوانه ام از فرهاد عاشق تر!


نگاه به قلب كوچك و پر از درد من نكن كه همين قلب يك دنيا عشق و محبت در آن نهفته است!


نگاه به چشمهای آرام و خسته من نكن ، اين چشم يك دنيا اشك در آن است!

 

نگاه به چهره پريشان من نكن ، اين چهره عاشق چهره تو می باشد!

 

دوستت دارم چون كه تو اولين و آخرين معشوق من می باشی!


دوستت دارم چون زمانی كه دفتر عشق را می گشايی و ميخوانی با خواندن نوشته هايم

 

اشك از چشمانت سرازير می شود!

 

همسر عزیزم دوستت دارم

 

 

+  ساعتي که به يادت بودم 12:43  دل نــوشت نـــازنیــن | 
چهارشنبه 5 اردیبهشت1386

این نیز بگذرد....مثل همه ی اتفاقات خوب و بد زندگی...مثل همه دوست داشتنها که در ته صندوق خاک

 

خورده زمان مخفی شد و گردی از فراموشی پوشاندش....این نیز بگذرد....مثل همه اشکهایی که در انزوا

 

ریخته شد و هیچ کس نفهمیدشان....این نیز بگذرد مثل همه بغض هایی که بی پروا گره کور خوردند و

 

هیچ دست مهربانی هرگز بازشان نکرد....این نیز بگذرد مثل گذر تلخ ثانیه ثانیه های تنهایی و بیقراری و

 

 دلتنگی برای اویی که میدانی باید تنهایش بگذاری ....این نیز بگذرد مثل زندگی

 

+  ساعتي که به يادت بودم 13:13  دل نــوشت نـــازنیــن | 
 
دل نــوشــت
نـامه هـاي دل
لوگوي وبلاگ دل نـــوشت
گر بگویی غم دل ......با من سوخته دل .........پاسخت میگویم......... جای غم نیست در آن .....

تا بشوید غم و اندوه کسی .....دست بر دل ترن این .......چنگ نباشد ........

دم به نی ده که برآرد نفسی.......می شوید غم عشق و هوسی .........تکیه بر باد ترن........

دست به دیوار ترن ....... توی آسمون آبی ......دل به پرواز بسپار .......

دلتنگـاني از جنس خودم

دل نوشته هاي ( شادي )
لحظه هاي با تو بودن ( 2 )
كيوان
دوستان (فرزاد )
اس ام اس ( مهدی توپه توپ )
غزل تنهاي ( غزل )
فریبرز و فرامرز
یا علی ( بهزاد )
شب برفی ( سعید )
AROOSIE AYNE VA NOOR
حامد ( جک )
دوستان ( امین )
دوستان ( بازم امین )
عشق و دوري ( رضا )
پياز داغ اينترنت(سعيد )
عاشق تنها ( سامان )
2 عشق هميشگي
كدهاي جاوا

 

لوگوي دلتنگـاني از جنس خودم

نـــاله هــاي سوزنــاک عشق

خـــودم


خـــاکستــر عشق


رهگــذر تنهــا
ستــاره مهـربون آسمـوني مـــردي در بــاران mi118.com mi118.com mi118.com mi118.com

 RSS              

POWERED BY

طراح قالب
ســاقي دختـري از اهـالي فردا